باز سازي صحنه واژگوني خودرو در سرعت بالا و اهميت بستن كمربند ایمنی
به آدمکی که جای راننده قرار گرفته و کمربند ایمنی را بستن توجه کنید

قابل توجه كباب خورها
یکی از فجایعی که الان توی مدل تغذیه ممکلت ما داره رخ میده، تغییر کاربری سیستم پخت کبابی ها است.
جدیدا" مد شده، کبابی ها بساط منقل و ذغال را جمع کردند و از فر متصل به گاز شهری برای کباب کردن گوشت ها استفاده میکنند و گاز متان نیمسوز جایگزین گرمای ذغال شده است
وقتی توی این کبابی ها رفتید دقت کنید، شعله گاز اجاق آنها به رنگ ترکیبی آبی و زرد میسوزه و این شعله نشان از ترکیب متان نیمسوز با آنزیم های گوشت دارد که فوق العاده سرطان زا و خطرناک است و این آنزیم ها را تبدیل به دی متیل فنولوئیل از پایه های تحریک متاستاز سلول های بدن مینماید که همان سرطان بافت در بدن میباشد(مخصوصا" اگر سطح اسیدوز بدن هم بالا و نزدیک 6/6 باشد ، که متاسفانه این بیماری قطعی خواهد شد)، حال اگر وسط کباب خود را نگاه کنید ،میبینید اصلا" تغییر رنگ نداده و فقط بر اثر تماس با گرمای گاز متان به رنگ بنفش مایل به خاکستری میزند
به همین دلیل تاکید میکنم حتما" به کبابی هائی بروید که از ذغال برای کباب کردن گوشت های خود استفاده مینمایند، چون گرمای آتش ذغال همگن میباشد و بدون ضرر گوشت را کباب میکند، همانطور که 10 هزار سال ما داریم از همین نوع روش ذغال آتش گرفته استفاده میکنیم

زاهدی گفت : جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد.
اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد.
او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود!
دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی.
گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟
سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا اورده ای؟
کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت : تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟
چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد.
گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن.
گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟

امروز ظهر شیطان را دیدم !
نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت…
گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند…
شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد!
گفتم:…
به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟
گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز است؟
شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد، زیر لب گفت: آن روز که خداوند گفت بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت، تا کجا میتواند فرا رود، و گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی.
چـــــون زلف تو ام جانا در عین پریشــانـــی
چون باد سحرگاهم در بی سر و سامانی
من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم
تو مهری و تو نوری تو عشقی و تو جانی
خواهم که تو را در بر بنشـــــانم و بنشینـــم
تا آتش جـــــــانم را بنشینی و بنشــانی
ای شاهد افلاکی در مستــــی و در پاکــــــی
من چشـــم تو را مانم تو اشک مرا مانی
در سینه سوزانم مستـــــوری و مهجـــــــوری
در دیده بیـــدارم پیدایـــــی و پنهانــــــی
من زمــــــزمـــه عودم تو زمــــــزمـــــــه پردازی
من سلسله موجم تو سلسله جنبانـی
از آتـــــــــــش سودایــــــــت دارم من و دارد دل
داغی که نمی بینی دردی که نمی دانی
دل با من و جان بی تو نســپاری و بســــــپارم
کام از تو و تاب از من نستانم و بستانی
ای چشم رهی سویت کو چشم رهی جویت ؟
روی از من سر گردان شاید که نگردانـــی

این ویروس با نام های W32/Floppy-E و WORM_GATECOLL.A و Troj_VB.BLA نیز شناخته می شود .
یکی از دلایلی که شما قادر به از بین بردن این ویروس نیستند این است که این ویروس با بالا امدن ویندوز به صورت دائمی شروع به فعالیت می کند . و همون طور که می دانید یه فایل در حال اجرا را نمی شود از روی ویندوز پاک کرداگر از روش safe mode نيز استفاده كنيدبه روش دستي داخل فايلهاي فرعي پاك مي شود ولي ويروس اصلي كه در docuoment است پاك نخواهد شد .جالب اينكه اين ويروس اجازه نصب آنتي ويروس جديد را هم به شما نمي دهد به اين صورت كه با اجراي نصب بلا فاصله در داخل آنتي ويروس شما يك new folder كپي كرده و از نصب برنامه جلو گيري مي كند .ضمنا اگر در سيستم شما آنتي ويروس آبديت نشده هم اگر باشد .نمي توانيد اجرا كنيد چون آنتي ويروس شما قفل شده و در داخل فايل آن نيز يك new folderكپي شده است.بهترين و راحتترين راه از بين بردن اين ويروس استفاده از پر تابل آنتي ويروسهاي قوي است مثلا پرتابل آبديت شده آنتي ويروس NOD 32 تمام new folder ها را شناسايي و از بين مي برد . پيشنهاد مي كنم به دليل راحتي كار براي از بين بردن ساير تروجانها نيز از اين روش استفاده كنيد فقط كافي است پرتابل آنتي ويروس را در صفحه Desktop خود كپي كرده و اجرا كنيد( توجه داشته باشيد تمام درايو هاتون را تيك بزنيد ) تمام ويروسها را شناسايي و از بين خواهد برد ( در هنگام فعال كردن پرتابل آنتي ويروس كليك راست كرده و گزينه open را بزنيد ... از دابل كليك استفاده نكنيد )براي اطمينان از پاك شدن كامپيوترتان از ويروس بعد ازshut down شدن ويندوز مجددا آنتي ويروس را فعال كنيد تا براي بار دوم و حتي براي بار سوم scanرا تكرار كنيد .
هر زمان شايعه اي روشنيديدو يا خواستيد شايعه اي را تکرار کنيد اين فلسفه را در ذهن خود داشته باشيد!
در يونان باستان سقراط به دليل خرد و درايت فراوانش مورد ستايش بود. روزي فيلسوف بزرگي که از آشنايان سقراط بود،با هيجان نزد او آمد و گفت:سقراط ميداني راجع به يکي ازشاگردانت چه شنيده ام؟
سقراط پاسخ داد:"لحظه اي صبر کن.قبل از اينکه به من چيزي بگويي از تومي خواهم آزمون کوچکي را که نامش سه پرسش است پاسخ دهي."مرد پرسيد:سه پرسش؟سقراط گفت:بله درست است.قبل از اينکه راجع به شاگردم بامن صحبت کني،لحظه اي آنچه را که قصدگفتنش را داري امتحان کنيم.
اولين پرسش حقيقت است.کاملا مطمئني که آنچه را که مي خواهي به من بگويي حقيقت دارد؟مرد جواب داد:"نه،فقط در موردش شنيده ام."سقراط گفت:"بسيار خوب،پس واقعا نميداني که خبردرست است يا نادرست.
حالا بيا پرسش دوم را بگويم،"پرسش خوبي"آنچه را که در موردشاگردم مي خواهي به من بگويي خبرخوبي است؟"مردپاسخ داد:"نه،برعکس…"سقراط ادامه داد:"پس مي خواهي خبري بد در مورد شاگردم که حتي درموردآن مطمئن هم نيستي بگويي؟"مردکمي دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد:"و اما پرسش سوم سودمند بودن است.آن چه را که مي خواهي در مورد شاگردم به من بگويي برايم سودمند است؟"مرد پاسخ داد:"نه،واقعا…"سقراط نتيجه گيري کرد:"اگرمي خواهي به من چيزي رابگويي که نه حقيقت داردونه خوب است و نه حتي سودمند است پس چرا اصلا آن رابه من مي گويي؟

علامه طباطبايي پاسخ ميدهد:
اندیشه : علامه طباطبايي در تفسير الميزان، اين سخن را که ذوالقرنين قرآن، همان کورش پادشاه هخامنشى ايران، و ياجوج وماجوج از قوم مغول بوده اند، به تفصيل بررسي کرده است.
در اينجا بخش هايي از تفسير الميزان را که به اين موضوع اختصاص دارد ذکر مي کنيم.
بعضى گفته اند: ذوالقرنين همان کورش يکى از ملوک هخامنشى در فارس است که در سالهاى (539 - 560) ق م مى زيسته وهموبوده که امپراطورى ايرانى را تاسيس وميان دومملکت فارس وماد را جمع نمود. بابل را مسخر کرد وبه يهود اجازه مراجعت از بابل به اورشليم را صادر کرد، ودر بناى هيکل کمک ها کرد ومصر را به تسخير خود درآورد، آنگاه به سوى يونان حرکت نموده بر مردم آنجا نيز مسلط شد وبه طرف مغرب رهسپار گرديده آنگاه روبه سوى مشرق نهاد وتا اقصى نقطه مشرق پيش رفت .
اين قول را يکى از علماى نزديک به عصر ما ذکر کرده وي که از محققين هند در ايضاح وتقريب آن سخت کوشيده است . اجمال مطلب اينکه : آنچه قرآن از وصف ذوالقرنين آورده با اين پادشاه عظيم تطبيق مى شود، زيرا اگر ذوالقرنين مذکور در قرآن مردى مؤ من به خدا وبه دين توحيد بوده کورش نيز بوده ، واگر اوپادشاهى عادل ورعيت پرور وداراى سيره رفق ورأ فت واحسان بوده اين نيز بوده واگر اونسبت به ستمگران و دشمنان مردى سياستمدار بوده اين نيز بوده واگر خدا به اواز هر چيزى سببى داده به اين نيز داده ، واگر ميان دين وعقل وفضائل اخلاقى وعده و عده وثروت وشوکت وانقياد اسباب براى اوجمع کرده براى اين نيز جمع کرده بود.
و همانطور که قرآن کريم فرموده کورش نيز سفرى به سوى مغرب کرده حتى بر ليديا وپيرامون آن نيز مستولى شده وبار ديگر به سوى مشرق سفر کرده تا به مطلع آفتاب برسيد، ودر آنجا مردمى ديد صحرانشين و وحشى که در بيابانها زندگى مى کردند. ونيز همين کورش سدى بنا کرده که به طورى که شواهد نشان مى دهد سد بنا شده در تنگه داريال ميان کوه هاى قفقاز ونزديکيهاى شهر تفليس است . اين اجمال آن چيزى است که مولانا ابوالکلام آزاد گفته است که اينک تفصيل آن از نظر شما خواننده مى گذرد.
اما مساله ايمانش به خدا وروز جزا: دليل بر اين معنا کتاب عزرا (اصحاح 1) وکتاب دانيال (اصحاح 6) وکتاب اشعياء (اصحاح 44 و 45) از کتب عهد عتيق است که در آنها از کورش تجليل وتقديس کرده و حتى در کتاب اشعياء او را راعى رب (رعيتدار خدا) ناميده ودر اصحاح چهل وپنج چنين گفته است : (پروردگار به مسيح خود در باره کورش چنين مى گويد) آن کسى است که من دستش را گرفتم تا کمرگاه دشمن را خرد کند تا برابر اودربهاى دولنگهاى را باز خواهم کرد که دروازه ها بسته نگردد، من پيشاپيشت رفته پشته ها را هموار مى سازم ، ودرب هاى برنجى را شکسته ، وبندهاى آهنين را پاره پاره مى نمايم ، خزينه هاى ظلمت ودفينه هاى مستور را به تومى دهم تا بدانى من که تو را به اسمت مى خوانم خداوند اسرائيلم به تولقب دادم وتومرا نمى شناسى )
واگر هم از وحى بودن اين نوشته ها صرفنظر کنيم بارى يهود با آن تعصبى که به مذهب خود دارد هرگز يک مرد مشرک مجوسى ويا وثنى را (اگر کورش يکى از دومذهب را داشته ) مسيح پروردگار وهدايت شده اوومؤ يد به تاييد او و راعى رب نمى خواند.
علاوه بر اينکه نقوش ونوشته هاى با خط ميخى که از عهد داريوش کبير به دست آمده که هشت سال بعد از اونوشته شده - گوياى اين حقيقت است که اومردى موحد بوده ونه مشرک ، ومعقول نيست در اين مدت کوتاه وضع کورش دگرگونه ضبط شود.
و اما فضائل نفسانى او: گذشته از ايمانش به خدا، کافى است باز هم به آنچه از اخبار وسيره اووبه اخبار وسيره طاغيان جبار که با اوبه جنگ برخاسته اند مراجعه کنيم وببينيم وقتى بر ملوک ماد و ليديا وبابل و مصر وياغيان بدوى در اطراف بکتريا که همان بلخ باشد وغير ايشان ظفر مى يافته با آنان چه معامله مى کرده ، در اين صورت خواهيم ديد که بر هر قومى ظفر پيدا مى کرده از مجرمين ايشان گذشت وعفومى نموده وبزرگان وکريمان هر قومى را اکرام وضعفاى ايشان را ترحم مى نموده ومفسدين وخائنين آنان را سياست مى نموده .
کتب عهد قديم ويهود هم که اورا به نهايت درجه تعظيم نموده بدين جهت بوده که ايشان را از اسارت حکومت بابل نجات داده وبه بلادشان برگردانيده وبراى تجديد بناى هيکل هزينه کافى در اختيارشان گذاشته ، ونفائس گرانبهايى که از هيکل به غارت برده بودند ودر خزينه هاى ملوک بابل نگهدارى مى شد به ايشان برگردانيده ، وهمين خود مؤ يد ديگرى است براى اين احتمال که کورش همان ذوالقرنين باشد، براى اينکه به طورى که اخبار شهادت مى دهد پرسش کنندگان از رسول خدا (صلى اللّه عليه وآله وسلم ) از داستان ذوالقرنين يهود بوده اند.
علاوه بر اين مورخين قديم يونان مانند هردوت و ديگران نيز جز به مروت وفتوت وسخاوت وکرم وگذشت وقلت حرص وداشتن رحمت ورأ فت ، اورا ستوده اند، واورا به بهترين وجهى ثنا وستايش کرده اند.
و اما اينکه چرا کورش را ذوالقرنين گفته اند: هر چند تواريخ از دليلى که جوابگوى اين سؤ ال باشد خالى است ليکن مجسمه سنگى که اخيرا در مشهد مرغاب در جنوب ايران از اوکشف شده جاى هيچ ترديدى نمى گذارد که هموذوالقرنين بوده ، و وجه تسميه اش اين است که در اين مجسمه ها دوشاخ ديده مى شود که هر دودر وسط سر اودر آمده يکى از آندوبه طرف جلوويکى ديگر به طرف عقب خم شده ، واين با گفتار قدماى مورخين که در وجه تسميه اوبه اين اسم گفته اند تاج ويا کلاه خودى داشته که داراى دوشاخ بوده درست تطبيق مى کند.
خواب دانيال : در کتاب دانيال هم خوابى که وى براى کورش نقل کرده را به صورت قوچى که دوشاخ داشته ديده است .در آن کتاب چنين آمده : در سال سوم از سلطنت بيلشاصر پادشاه ، براى من که دانيال هستم بعد از آن رؤ يا که بار اول ديدم رؤ يايى دست داد که گويا من در شوشن هستم يعنى در آن قصرى که در ولايت عيلام است مى باشم ودر خواب مى بينم که من در کنار نهر (اولاى) هستم چشم خود را به طرف بالاگشودم ناگهان قوچى ديدم که دوشاخ دارد و در کنار نهر ايستاده ودوشاخش بلند است اما يکى از ديگرى بلندتر است که در عقب قرار دارد. قوچ را ديدم به طرف مغرب وشمال و جنوب حمله مى کند، وهيچ حيوانى در برابرش مقاومت نمى آورد وراه فرارى از دست اونداشت واوهر چه دلش مى خواهد مى کند وبزرگ مى شود.
در اين بين که من مشغول فکر بودم ديدم نر بزى از طرف مغرب نمايان شد همه ناحيه مغرب را پشت سر گذاشت و پاهايش از زمين بريده است ، واين حيوان تنها يک شاخ دارد که ميان دوچشمش قرار دارد. آمد تا رسيد به قوچى که گفتم دوشاخ داشت ودر کنار نهر بود سپس با شدت ونيروى هر چه بيشتر دويده ، خود را به قوچ رسانيد با اودر آويخت وا ورا زد وهر دوشاخش را شکست ، وديگر تاب وتوانى براى قوچ نماند، بى اختيار در برابر نر بز ايستاد. نر بز قوچ را به زمين زد واورا لگدمال کرد، وآن حيوان نمى توانست از دست اوبگريزد، ونر بز بسيار بزرگ شد.
آنگاه مى گويد: جبرئيل را ديدم واورؤ ياى مرا تعبير کرده به طورى که قوچ داراى دوشاخ با کورش و دوشاخش با دو مملکت فارس وماد منطبق شد و نر بز که داراى يک شاخ بود با اسکندر مقدونى منطبق شد.
سي ثانيه پاي صحبت آقاي برايان دايسون
مدير اجرائي اسبق در شركت كوكاكولا
هيچوقت از ريسك كردن نهراسيم.چرا كه به ما اين فرصت را خواهد دادتا شجاعت را ياد بگيريم
فرض كنيد زندگي همچون يك بازي است. قاعده اين بازي چنين است كه بايستي پنج توپ را در
آن واحد در هوا نگهداريدو مانع افتادنشان بر زمين شويد.جنس يكي از آن توپها از لاستيك
بوده و باقي آنها شيشهاي هستند. پر واضح استكه در صورت افتادن توپ لاستيكي بر روي زمين
دوباره نوسان كرده و بالا خواهد آمد، اما چهار توپ شيشه اي، به محض برخورد،كاملا شكسته و
خرد ميشوند.او در ادامه ميگويد: آن چهار توپ شيشهاي عبارتند از خانواده ، سلامتي، دوستان
و روح خودتان و توپ لاستيكي همان كارتان است "در خلال ساعات رسمي روز ، با كارايي وافر به
كارتان مشغول شويد و بموقع محل كارتانرا ترك كنيد. براي خانواده و دوستانتان نيز وقت كافي
بگذاريد و استراحت كامل و مكفي داشته باشيد.
سريعترين راه براي دريافت عشق ، بخشيدن آن است